The Philosophy of Film Noir
 Mark T. Conrad
The University Press of Kentucky
فلسفة فيلم نوآر

فيلم نوآر اصطلاحي است كه به وسيلة منتقدين فرانسوي ابداع گرديد تا به وسيلة آن بتوانند نوعي خاص از فيلم‌هاي امريكايي را تعريف كنند كه مشخصاتي همچون تيرگي، داشتن ديد بدبينانه نسبت به همه چيز و غم‌انگيزي داشتند. در مورد فيلم نوآر دو نظر وجود دارد: 1ـ گروهي از منتقدين نوآر را يك ژانر به حساب مي‌آورند. در اين صورت بايد مانند ساير فيلم‌هايي كه در يك ژانر مشخص تعريف نشده‌اند، قوانين آن ژانر را رعايت كرده و در واقع داخل آن چارچوب بگنجند؛ مثل ژانر وسترن. 2ـ دستة دوم، نوآر را از داخل ژانر خارج مي‌كنند. به عقيدة آنان فيلم نوآر مي‌تواند در هر ژانري ساخته شود و مثلاً مي‌توانيم وسترن سياه يا كمدي سياه داشته باشيم. اكنون، انتشارات دانشگاه كنتاكي كتابي را در 264 منتشر كرده كه فلسفة فيلم نوآر نام دارد و مجموعه‌اي از مقالات است به ويرايش مارك تي. كنراد. در مقدمه مي‌خوانيم فيلم نوآر حدوداً از 1940 شروع و تا اوايل قرن بيستم ادامه داشت. در فرانسه نوآر به معناي سياه است و فيلم نوآر، فيلم سياه معني مي‌دهد. رمان‌هاي ريموند چندلر و دشيل همت تأثير فراواني بر اين جريان گذاشت. دوران نوآر را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد: نوآر (1959-1940) و نئونوآر (1970 به بعد). مي‌گويند «شاهين مالت» اولين فيلم نوآر بوده اما نشانه‌هاي فيلم نوآر را مي‌توان در فيلم‌هاي پيش از آن يعني «همشهري كين» و بيشتر آثار لانگ مشاهده كرد. شخصيت‌هاي اين نوع فيلم‌ها را آدم‌هاي فاسد و تبه‌كار، كارآگاهان، قاتلان، مي‌خواره‌ها و گانگسترها تشكيل مي‌دهند كه عموماً خسته، تنها، خونسرد، بي‌اعتماد، بدگمان و درگير گذشته‌اند. مردان اين نوع فيلم‌ها غالباً افرادي ازخودبيگانه‌اند كه با جامعه احساس غريبي مي‌كنند. سوزان هيوارد در كتاب مفاهيم كليدي در مطالعات سينمايي در مورد زمينه‌هاي شكل‌گيري اين ژانر مي‌نويسد: همزمان با حضور زنان در بازار كار، مردان به جبهه‌هاي جنگ اعزام شده بودند. پس از جنگ، اوضاع براي مردان ناسازگار شد و غالب آن‌ها با اين پرسش‌هاي بي‌پاسخ مواجه بودند كه زنان چه خيالي در سر دارند؟ مردان براي چه جنگيده‌اند و از آن پس قرار است چه نقشي در كار و فرهنگ سياسي جامعه ايفا كنند؟ فيلم نوآر در اين دوره به عنوان يك سبك بصري كه نتيجة شرايط سياسي و بده‌بستان‌هاي فرهنگي بود، به وجود آمد. از جمله خصوصيات بارز فيلم‌هاي نوآر مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: حضور سنگين و مسلط شب (داستان‌ها بيشتر در شب اتفاق مي‌افتد)، استفاده از فلاش بك‌هاي تودرتو، معمولاً شخصيت اصلي كارآگاه خصوصي است، خيابان‌هاي خيس، كوچه پس‌كوچه‌هاي متروك، حضور يك زن اغواگر، سيگار، شخصيت‌هاي تودار و منزوي و مرموز، ديالوگ‌هاي ظريف كه با طنز همراه است، استفاده از تكنيك سينما اسكوپ و ... عناوين فصول مختلف كتاب و مباحث مندرج در آن‌ها به قرار زير است: يك ـ نيچه و معنا و تعريف نوآر(مارك تي. كنراد)، ساية تاريك‌تر: واقع‌گرايي در فيلم‌هاي نئونوآر(جيسون هولت)، وضوح اخلاقي و دليل عملي در فيلم نوآر(آيئسون جي. اسكوبل)، فِم فاتال: مادر فيلم نوآر (ريد مرسر شوچارت)، از شرلوك هولمز تا كارگاه‌هاي خشك و بي‌احساس در فيلم نوآر (جرالد جي. آبرامز)، فيلم نوآر و معناي زندگي (استيون م . ساندرز)، افق سرخوردگي: فيلم نوآر، كامو و فراز و نشيب‌هاي سقوط (آلن وُلفولك)، نمادگرايي، معنا ونيهيليسم در فيلم‌هاي كوئنتين تارانتينو (مارك تي. كنراد)، فيلم نوآر و مكتب فرانكفورت (پل اي. كانتور)، دانش، اخلاق و تراژدي در قاتلان (يان جاروي)، مرد اخلاق در شهر تاريك: فيلم نوآر، احياي ديني پس از جنگ و متهمان (آر.بارتون پالمر)، در باب خرد و احساس در شاهين مالت (دبورا نايت)، پول، بدشانسي، قتل و مونادهاي فيلم نوآر (آلن سيلور). مارك تي. كنراد، ويراستار كتاب، استاديار فلسفه در كالج مانهاتان نيويورك است و ويرايش كتاب‌هايي همچون فلسفة نئونوآر و فلسفة مارتين اسكورسيزي را برعهده داشته است.

Faith, Film and Philosophy:
 Big Ideas on the Big Screen
 R. Douglas Geivett & James s. Spiegel
intervarsity Press
ايمان، فيلم و فلسفه:
 مفاهيم بزرگ بر پرده‌هاي بزرگ

كتاب با طرح يك پرسش آغاز مي‌شود: امروزه داستان‌گويان اصلي ما چه كساني هستند؟ و پاسخ، يك جملة كوتاه است: نه فيلسوفان بلكه فيلم‌سازان. با همين پاسخ، ذهن و خيال خواننده برانگيخته مي‌شود. عبارت آغازگر مقدمه جمله‌اي از افلاطون است، آن جا كه مي‌گويد: داستان‌گويان بر جامعه حكم مي‌رانند. در ميانة ماجرا اما، هنگامي كه مي‌خوانيم صفحة بزرگ شگفتي آدمي را برمي‌انگيزد، با عبارت ديگري از ارسطو مواجه مي‌شويم كه مي‌گويد شگفتي منشأ حقيقي فلسفه است. چهارده رساله محتواي اصلي كتاب را تشكيل مي‌دهند. در اين چهارده رساله تعدادي از فيلم‌هاي كلاسيك و مدرن در چارچوب مضامين فلسفي قرار گرفته‌اند اما وجه مشترك همة آن‌ها اين است كه همگي در بستر ايمان مسيحي تعريف شده‌اند: 1ـ شرايط انساني 2ـ ذهن انساني و سرشت دانستن 3ـ زندگي اخلاقي و 4ـ دين و ايمان. «همشهري كين»، «ماهي بزرگ» و «زن زيبا» در زمرة دستة اول قرار مي‌گيرند. «نمايش ترومن»، «ماتريكس»، «جان مالكويچ بودن» و «اين يك زندگي شگفت‌انگيز است» دربارة ذهن انساني و سرشت دانستن به تأمل مي‌پردازد. در دستة سوم «بولينگ براي كلمبيا»، «Pleasant ville»، «رودخانة مرموز» و «سكوت بره‌ها» مورد بررسي قرار مي‌گيرد و بخش آخر كه به موضوع دين و ايمان مربوط است، چند فيلم هنگ‌كنگي كه به هنرهاي رزمي مي‌پردازد، «2001 يك اوديسة فضايي» و مستند موزيكال «راتل و هيوم» به محك بحث و بررسي گذاشته مي‌شوند. داگلاس گيوت استاد فلسفه در مدرسة الاهيات تالبوت است. از ميان ديگر كتاب‌هاي او مي‌توان به شر، شاهدي براي خدا و چشم‌اندازهاي جديد پيرامون معرفت‌شناسي ديني اشاره كرد. جيمز اس اشپيگل نيز در دانشگاه تيلوار به تدريس دين و فلسفه اشتغال دارد. رياكاري، چگونه مي‌توان در جهاني بد خدايي كرد و سودمندي‌هاي عنايت الاهي از جمله آثار او هستند. با نگاهي به فهرست مطالب كتاب، مي‌توان به محتواي مباحث آن پي برد: شورش همشهري كين: هاليوود دربارة زندگي، عشق و رابطه چه مي‌داند (جيمز ف. سنلت)، زندگي‌‌هايي كه با داستان شكل گرفته‌اند: ماهي بزرگ (كلي جيمز كلارك)، تعريف عشق از دريچة لنز: شرايط انساني در «زن زيبا»، افسانه‌هاي سقوط و پل‌هاي مديسون كانتي (گِرگ جيسون)، فرار به سوي واقعيت: دربارة دانش چه چيزي مي‌توانيم از نمايش ترومن بياموزيم (داگلاس گيوت)، بيداري خفته: معرفت و وثوق در ماتريكس (ديويد پي. هانت)، آگاهي، حافظه و هويت: سرشت آدمي در فيلم‌هاي چارلي كافمن (گرگوري ئي كانسل)، چه بوده و چه مي‌تواند باشد: فاكتورهاي متقابل در اين يك زندگي شگفت‌انگيز است(جيمز اس . اشپيگل)، آزادي از طريق احساس: بصيرت اخلاقي در عصر احساس (دالاس ويلارد)، از ترس تا اعتماد: حركت فراتر از بولينگ براي كلمبيا (سارا شيدي)، انتقام، بخشش و تبرئه در رودخانة مرموز (كارولين جي. سيمون)، هيولاي اخلاق‌مدار: نياز به ترس براي خير و شر (رونالد ك. تاسل) ، دين و علم در تماس و 2001 يك اوديسة فضايي (برندان سويتمن)، عناصر معنوي در فيلم‌هاي ساخت هنگ‌كنگ0وينفرد كردان)، نيچه و رستگاري در «بلوز» (داگلاس ك. بلونت).

Film as Philosophy: Essays on
Cinema after Wittgenstein and Cavell
Rupert Read & Jerry Goodenough
 Palgrave Macmillan
فيلم به مثابه فلسفه: رسالاتي پيرامون سينما پس از ويتگنشتاين و كاول

روپرت ريد و جري گودناف هر دو در دانشگاه آنجلياي شرقي به تدريس فلسفه اشتغال دارند. كتاب مجموعه‌اي از رسالات و مصاحبه‌هاست كه بر مبناي نظريات استنلي كاول در باب فيلم استوار شده است. اما بايد گفت كه كاول خود عميقاً تحت تاثير فلسفة ويتگنشتاين است. در اين جا صنعت فيلم از منظر روان‌شناختي، ماركسيستي، فمينيستي و ديگر ديدگاه‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد. همچنين در بخش مصاحبه‌ها، گفت‌وگوهايي با فيلم‌سازان و فيلسوفان انجام شده كه از جمله استنلي كاول، استيون مول‌هال (دربارة مجموعه فيلم‌هاي بيگانه) و فيل هاچينسون (دربارة فيلم‌هاي كريستوفر نولان)، در اين فهرست جاي مي‌گيرند. نقد و بررسي فيلم‌هايي مثل باشگاه مشت‌زني، خط قرمز باريك (فيلمي از ترنس ماليك كه در هاروارد دانشجوي كاول بود و شخصيت اصلي فيلمش ويت نام داشت) از ديگر بخش‌هاي اين كتاب است. كل اثر 256 صفحه است و از دو بخش كلي تشكيل شده: رسالات و مصاحبه‌ها. به غير از مقدمة عمومي، هر يك از ويراستاران، مقدمه‌اي مجزا بر كتاب نگاشته‌اند. يك فيلسوف به سينما مي‌رود عنوان مقدمه گودناف است و ويتگنشتاين و كاول چه نظريه‌اي دربارة فيلم دارند را روپرت ريد به عنوان مقدمه نوشته است. افلاطون، دكارت و باشگاه مشت‌زني (ن. باور)، در فضا هيچ كس نمي‌تواند صداي جيغ شما را بشنود (س. مول هال)، ممنتو: يك پژوهش فلسفي (پ. هاچينسون)، روزمرگي دان جيوواني(س. گلن دي نينگ)، گفت‌وگوي خاموش (د. رودروم)، پايان شادكامي در پالم بيچ (س. كلاوانس) از جمله رسالاتي هستند كه در بخش اول كتاب ارايه شده‌اند. به جز مصاحبه‌ها، يك كتاب‌شناسي، يك نماية عام و يك نمودار پايان بخش اين اثر هستند. فراتر از جنگ‌هاي تراكتاتوس (2011)، ويتگنشتاين جديد (2000)، محافظان آينده (2012)، ويتگنشتاين در علوم (2013) و كوهن: فيلسوف انقلاب‌هاي علمي (202) از جمله آثار روپرت ريد هستند و جري گودناف نيز قبلاً مقالاتي در فلسفه را ويرايش كرده است.