فلسفه دین و دین پژوهی در قرن بیست و یکم
به نام خدا
"فلسه دین" و "دین پژوهی" در قرن بیست و یکم
ما و این نهضت ناتمام ترجمه
قرن بیستم با مرثیههایی درباره مرگ خدا آغاز شد و اعلام مرگ خدا فضای اندیشه ای و رسانه ای غرب را تحت تاثیر خود قرار داد. در سال 1968، مجله تايم پرسيد: آيا خدا مرده است؟ اين تيتر در آن زمان تحريكآميز و اندوهبار مينمود، اما اكنون، پس از گذشت نیم قرن، مجلات به پرسش دیگری روی آورده اند: «امروز با موج فوقالعاده گرايش به مسائل معنوي و ديني چه بايد كنيم؟» مجله نيوزويك با اشاره به اخبار آمريكا و گزارشهاي جهاني مينويسد: «به نظر ميرسد آمريكا امروز بيش از زمان تاسيس، دينگراست». دفتر قرن بیستم، در حالی بسته شد که بوش پسر، رئیس جمهور پیشین آمریکا بار دیگر کتاب قطور و سیاه جنگهای صلیبی را باز گشود و نیروهای صلیبی همچنان تمام سرزمینهای اسلامی را برای استحاله آنها در «دهکده جهانی عالم مسیحی» شخم میزنند.
ساختن مناره در سوئیس ممنوع می شود و رسانههای غربی بر طبل اسلام هراسی در شرق و غرب عالم میکوبند و «المنار» شبکه ای که از نظر سرمایه و نیرو در اندازه یک شبکه محلی کشورهای غربی هم نیست، توسط یک قاره به پهنای همه اروپا تحریم میشود!
فقط یکی از این اتفاقات کافی است تا هر نظارهگری را مبهوت و کنجکاو سازد و او را به مطالعهای دقیق و شگرف در احوال ادیان و شناخت طرفین این درگیریها فرا بخواند. این مطالعه میتواند با نگاهی برون دینی و از زاویه علومی دیگر انجام گیرد. در این نگاه محقق میبایست به عنوان یک ناظر بیرونی و بدون قضاوت درباره گزاره های تاریخی و اندیشهای یک دین، از نگاه علمی دیگر همچون روانشناسی، جامعه شناسی، باستانشناسی به بررسی ومطالعه آن آیین بپردازد. این گمانهایست که «نینیان اسمارت»، دینپژوه معاصر و نویسنده مدخل «دینپژوهشی» در دایرهالمعارف بریتانیکا بدان معتقد است. او مینویسد: «دغدغه امروز دینپژوهی عمدتا توصیفی و تبیینی است و از این رو رشتههای گوناگونی چون تاریخ، جامعهشناسی، انسانشناسی، روانشناسی و باستانشناسی را در بر میگیرد.»(ص20)
اما آیا دین پژوهی به عنوان یک علم میتواند چنان که باید یک دین را به خوبی معرفی و شناسایی کند؟ پاسخ چندان آسان نیست. رویکرد افراطی و دیگرپرستانه به ادیان دیگر و خودکم بینی میتواند این تحقیقات را دچار آفتهای پرشماری نماید و اعتبار علمی آنها را ساقط کند. وقتی سیاست زدگی، رسانه زدگی و یا نگاه ابزاری به دین در پسزمینه یک تحقیق علمی قرار گیرد، مشخص است که نباید گزارههایی درست، منصفانه و دقیق را انتظار کشید. همچنین نگاه پولورالیستی به ادیان و بررسی تقلیل گرایانه دین به اخلاق و معنویت نیز میتواند پژوهشگران را از نیل به حقیقت باز دارد.از دیگر آفاتی که مسیر دانش "فلسفه دین" و علم نوبنیاد "دین پژوهی" را در کشور ما آزرده است، رویکرد افراطی به ترجمه و شرح ّآثار نویسندگان و فیلسوفان غربی است، بدون آن که متناسب با چنین ترجمه هایی آثار تولیدی محققان داخلی نیز منتشر گردد.
آیا راه درازی که ما برای تولید دانش در عرصههای علوم انسانی پیش رو داریم، از مسیر ترجمه و شرح آثار گذشتگان میگذرد؟ رویکرد ترجمهای به علوم انسانی آن هم در مراکز عالی پژوهشی کشور به هر بهانهای که باشد شایسته نیست و بهتر است به آثار دانشجویان و اعضاءعلمی اهمیت بیشتری داده شود و آثار آنان سهل تر از گذشته منتشر گردد. به امید آن روز که تولیدات علمی، نظریهپردازیها و ابداعات دانشجویان و اساتید ایرانی به آسانی در کمیتههای بررسی پذیرفته شود و پس از انتشار در کشور، به زبان انگلیسی ترجمه و برای دپارتمانهای علمی مربوطه در خارج کشور منتشر گردد و همچنان که ترجمه آثار برخی نام ها به راحتی در مراکز پژوهشی ما در سطح دکترا و کارشناسی ارشد پذیرفته شده و منتشر می شود و گاه نیز یک ترجمه! به عنوان پایان نامه یک دوره تحصیلی عالی در نظر گرفته میشود، آثار و تحقیقات دانشجویان مقطع ارشد و دکترا در دانشگاه های کشوری اعتباری افزونتر یابد و به زیور طبع آراسته گردد.
مشق های فلسفی در گریز از زندگی روزمره و خلوتکده ای نایاب برای اندیشیدن و فلسفه ورزیدن